زين العابدين شيروانى
313
بستان السياحه ( فارسي )
از اكابر آن ديار كه بفضل و تقوى اشتهار دارند جرير بن عبد اللّه است كه از اصحاب امام جعفر صادق ع بود و خليل سجستانى كه تاريخ آل محمّد عليهم السّلام را تاليف نمود و از علماى اهل سنّت و جماعت نيز از آنجا ظهور كردهاند و ملوك صفّاريان از آن ديار خروج و ظهور نمودهاند اكنون حكّام آنجا سه فرقهاند و يكى از ايشان از نسل كيانست و در زمان ملوك صفوى تابع بودند و بعد از انقراض دولت انها به كسى اطاعت ننمودند راقم كويد اكرچه آن ولايت به نظر نرسيده امّا اهل آن ديار مشاهده كرديده و با مردم آنجا صحبت داشته و معاشرت نموده و ايّام چند با ايشان طريق محبّت و صداقت پيموده است رستم و پدرش زال و جدّش نريمان كه در شجاعت و دلاورى مشهور جهانند از ديار سيستانند ذكر سيواس شهريست قدمتاساس از اقليم پنجم طولش از جزاير خالدات عاله و عرضش از خطّ استوى لطل در زمين هموار واقع و اطرافش واسعست امّا كوهستان آن قريبست قديم الزّمان دار الملك كشور روم و مدينه بزرك بوده اكنون قرب دوازده هزار باب خانه در اوست و نواحى آباد و قراى خجستهبنياد مضافات اوست آبش معتدل و هوايش به سردى مايل سلطان علاء الدّين كيقباد سلجوقى باروئى از سنك تراشيده در غايت استحكام بر آن كشيده از كثرت برودت باغات و بساتين در غايت قلّت است و ارباب دولت و ثروت در آن شهر فراوان و حبوب و غلّاتش ارزان جوامع متين و صوامع معرفتقرين و مدارس دلنشين و عمارات حصين و بزركان مرحمتآئين و دلبران ماهجبين و عارفان صاحب يقين و پيران باتمكين و جوانان سعادتكزين در آن سرزمين ديده شده قديم الايّام مقرّ ملوك ذيشان و مركز سلاطين ثريّامكان بوده از آن جمله ملوك دانشمنديّه از آن ديار ظهور نمودهاند و مدّت صد و بيست سال طريق عدل و داد پيموده از اسم ايشان توان دانست كه چه مقدار دانشپرور و عدلكستر بودهاند راقم بذكر يك نفر از اهل آن ديار اختصار مىنمايد ذكر شمس الدّين افندى فاضل يكانه و عارف زمانه و حكيم فرزانه بود و در علم حكمت و طريقت و شريعت كمتر كسى به آن جناب برابرى مىنمود و با اهل روزكار و ابناى ليل و نهار معاشرت و مجالست كمتر مىفرمود و با فقير لطفى خاص و عنايت مخصوص داشت و از مراتب لطف و شفقت هيچكونه فرومىكذاشت روزى فقير سؤال نمود كه در معنى وحى و الهام و كشف و كرامت و معجزه و فراست چه فرمائيد و تحقيق آنها را چكونه مىنمائيد در جواب فرمود كه مراد از وحى آنچه مشهور است كلاميست كه بواسطهء جبرئيل بر انبياء مرسل منزل شده و آن دو قسم است اكر بنزول جبرئيل و آوردن صورت كلام باشد قرآنست و اكر به القاى جبرئيل معنى آن كلام راست حديث قدسى بوده و بعضى كفتهاند كه وحى القاى كلامست بواسطهء ملائكه مطلق و از آيهء أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى مستفاد مىشود و امّا از آيهء كريمه وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ چيزى ديكر مفهوم مىكردد كه وراى آن هر دو است و الهام در لغت بمعنى بدل افكندن است و آن مخصوص انبياء و اوصياء و اولياء عليهم السّلام است و مراد از الهام علمى است كه حق از عالم غيب در قلوب ايشان قذف كند و آيهء وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً اشاره بر علم الهام است و كشف در لغت بمعنى ظاهر شدن امر مبهم است بر كس و توجّه روح بعالم خود در حين بيدارى همچنانكه توجّه روح را بعالم خود در وقت خواب رؤياى صادقه كويند چه روح انسانى از عالم امر است و عالم حسّ مباين و حجاب اوست پس هركاه بسبب مجاهدات و رياضات مشاغل حسّى مانع توجّه روح بعالم خود نكردد البتّه در بيدارى روح متوجّه عالم خويش مىكردد و ظاهر مىشود بر او چيزها به قدر تصفيه باطن از كدورات جسمانى و ذهول از مشاغل حسّى و آيه فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ اشاره بدانست و جناب شيخ ما قدّس سرّه فرموده كه حقيقت كشف از حجاب بيرون آمدن هر چيزيست بر وجهى كه صاف ادراك آن چيز كند بصفتى كه پيش از اين مشاهده مىكردد حجاب عبارت از موانعيست كه ديدهء بنده از مشاهده جمال حضرت احديّت محجوبست و ممنوع و آن جملكى عوالم دنيا و آخرتست كه بروايتى هجده هزار عالم و بروايتى سيصد و شصت هزار عالمست و آنچه مناسبتر است هفتاد هزار عالم است كه حديث صحيح به آن ناطق است بمضمون انّ للّه تعالى سبعين الف حجاب من نور و ظلمة اين هفتاد هزار عالم در نهاد انسان موجود است و بحسب هر عالم انسان را ديدهء هست كه آن عالم را بدان ديده مطالعه توان كرد در حالت كشف و اين هفتاد هزار عالم در دو عالم امر و خلق مندرجست كه عبارت از نور و ظلمت است يعنى ملك و ملكوت و غيب و شهادت و جسمانى و روحانى نيز كويند و عبارات و اسامى مختلفه دارد و انسان عبارت از مجموعهء آن دو عالمست كه قدرت لا يزال جمع بين الضدّين كرده است و هفتاد هزار ديده كه ادراك هفتاد هزار عالم كند و در مدركات دو عالم انسانى مندرج كردانيده و چون سالك صادق به جذبهء ارادت از اسفل السّافلين طبيعت رو باعلى عليين شريعت نهد و بقدم صدق جادهء طريقت را